یه شب و روزایی رو دارم میگذرونم بدتر از هر زمانی .بدتر از زمانی که به عشق اولم نرسیدمبدتر از فشارای روحی که زمان جداشدن از نامزدیم داشتمبدتر از هر زمان دیگه ای.از وقتی شروع شده که عشقم تو پارک بهم گفته باباش مخالفه و گفته یکی رو بخواه که هم قد و هم وزنت باشه . یکی که خانوادش از ما سر تر نباشه و هزاران بهانه .افکار منفی داره دیوونم میکنههمش فکر میکنم ازهم جدامون کردن و من روز عروسیش میرم بهترین آرایشگاه و بهترین و خشکلترین لباس عروس رو میپوشم و میرم تو عروسی عشقم و وقتی میخوان خطبه عقد رو بخونن ، میرسم و همه چی رو خراب میکنم و میگم این عقد باطله و با باباش دعوام میشه که تو نذاشتی و همه چی نوشته هام...
ما را در سایت نوشته هام دنبال میکنید
برچسب: توهم, نویسنده: بازدید: 11 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 11:45